تبليغاتX
Designer-Boy
کلید سعادت
چرا برای سلامتی امام زمان ... جمعه نوزدهم مرداد 1386 13:39
چرا براي سلامتي امام زمان دعا مي كنيم ؟مگر امام زمان اعوذ بالله ممكن است اسيب ببينند؟فلسفه اين کار چيست؟

پاسخ :بنا بر آنچه در اخبار و روايات آمده است، امام زمان(عج) به سان مردم ديگر در ميان آنان زندگى مى‏كنند. و همان طورى كه پيامبران الهى و ديگر ائمه(ع) به بيمارى و يا مشكلات ديگر دچار مى‏شدند، امام زمان(عج) نيز ممكن است به همين صورت باشند. بنابراين اولا : دعا براى سلامتى آن حضرت و يا صلوات براي سلامتي ايشان بى‏مورد نيست. ثانيا : صلوات و دعا موجب برقراري پيوند عاطفي ميان ما و حضرت شده که اثر بزرگي در افکار و نيات و کردار ما دارد و در نتيجه اثرش به خود ما باز مي گردد. موفق باشيد.

نوشته شده توسط یک بنده خدا | موضوع: دیدار آفتاب | لینک ثابت |
آقا ما منتظرت هستیم ..! شنبه بیست و سوم تیر 1386 7:26
غروب جمعه خیلی دلگیره ... نمیدونم برای چی ... ؟ شاید غم دوری باشه ولی شوق وصال کاری می کنه که این غم فراموش بشه ....

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده توسط یک بنده خدا | موضوع: دیدار آفتاب | لینک ثابت |
تشرف حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي جمعه یکم تیر 1386 23:17
در ايام تحصيل علوم ديني در نجف اشرف شوق زيادي جهت ديدار جمال مولايمان بقيه الله الاعظم(ع) داشتم، با خودم عهد كردم چهل شب چهارشنبه پياده به مسجد سهله بروم به اين نيت كه به فوز زيارت جمال آقا صاحب الامر نايل شوم. تا 35 يا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم برحسب اتفاق در اين شب هوا ابري و باراني شد و حركتم از نجف به تاخير افتاد نزديك مسجد سهله خندقي بود هنگاميكه به آنجا رسيدم بر اثر تاريكي شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت بويژه از زيادي راهزنان و دزدها، ناگهان صداي پايي را از دنبال سرم شنيدم كه بيشتر موجب ترس و وحشتم گرديد برگشتم به عقب شخصي را ديدم كه نزديك من آمد و با زبان فصيح گفت: اي سيد سلام عليكم! ترس و وحشت بكلي از وجودم رفت و اطمينان و سكون نفس پيدا كردم تعجب آور آن بود كه چگونه اين شخص در تاريكي شب متوجه سيادت من شد و در آن حال من از اين مطلب غافل بودم به هر حال سخن ميگفتيم و ميرفتيم كه از من سؤال كرد قصد كجا داري؟ گفتم مسجد سهله، فرمود به چه جهت؟ گفتم به قصد تشرف و زيارت وليعصر(عج)، مقداري كه رفتيم به مسجد زيدبن صوحان رسيديم، داخل مسجد شده و نماز خوانديم بعد از دعايي كه سيد خواند احساس انقلابي عجيب در خود نمودم كه از وصف آن عاجزم.

 بعد از دعا فرمودند سيد تو گرسنه اي چه خوب است شام بخوريم پس سفره اي را كه زير عبا داشت بيرون آورد مثل اينكه در آن سه قرص نان و دو يا سه خيار سبز تازه بود(آنوقت چله زمستان بود و من متوجه اين معنا نشدم كه اين آقا اين خيار تازه و سبز را از كجا آورده است)، طبق دستور آقا شام خوردم سپس فرمود بلند شو تا به مسجد سهله برويم وقتي داخل مسجد شديم آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظيفه ميكردم و بدون اختيار نماز مغرب و عشاء را به آن آقا اقتدا كردم.

  بعد از آنكه اعمال تمام شد آن بزرگوار فرمود اي سيد آيا مثل ديگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد كوفه ميروي يا در همين جا ميماني؟ گفتم ميمانم، وقتي در وسط مسجد در مقام امام صادق(ع) نشستيم به آقا گفتم آيا چاي يا قهوه يا دخانيات ميل داريد كه آماده كنم؟ در جواب كلام جامعي را فرمود: «اين امور از فضول زندگي است و ما از اين فضولات دوريم».

  اين كلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به نحوي كه هرگاه يادم ميايد اركان وجودم مي لرزد به هر حال اين نشست نزديك دو ساعت طول كشيد در اين مدت مطالبي رد وبدل شد كه به بعضي از آنها اشاره ميكنم:

1- در رابطه با استخاره سخن به ميان آمد آن آقا فرمود اي سيد با تسبيح به چه نحو استخاره ميكني؟ گفتم سه مرتبه صلوات ميفرستم و سه مرتبه ميگويم اَستَخيرُالله برَحمتهِِ خِيَرَةً في عافيَة. پس مقداري از تسبيح را گرفته و ميشمارم اگر دوتا ماند بد است و اگر يكي ماند خوب است.

 فرمود براي اينگونه استخاره باقيمانده اي است كه به شما نرسيده و آن اين است كه هرگاه يكي باقي ماند فورا حكم به خوبي استخاره نكنيد بلكه توقف كنيد و دوباره بر ترك عمل استخاره كنيد اگر زوج باقي ماند كشف ميشود كه استخاره اول خوب است اما اگر يكي باقي ماند كشف ميگردد كه استخاره اول ميانه است.

 به حسب قواعد علميه ميبايست دليل بخواهم اما به مجرد اين قول تسليم شدم و در عين حال هنوز متوجه نيستم كه اين آقا كيست.؟!

2- از جمله مطالب در اين جلسه تاكيد سيد عرب بر تلاوت اين سوره ها بعد از نمازهاي واجب بود، بعد از نماز صبح سوره يس، بعد از نماز ظهر سوره نبا ،بعد از نماز عصر سوره عصر، بعد از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشا سوره ملك.

3- ديگر اينكه تاكيد فرمودند دو ركعت نماز بين نمازهاي مغرب و عشا كه در ركعت اول بعد از حمد هر سوره اي خواستي ميخواني و در ركعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را ميخواني.

4- تاكيد فرمودند كه بعد از نمازهاي پنجگانه اين دعا را بخوان «اَللهُمَّ سَرّحْني عَنِ الهُموم وَالْغمُوم و وَحْشةِ الصّدر و وسوَسَةِ الشيطان برَحمتكَ يا ارحَم الرّاحمين»

5- تاكيد فرمودند بر خواندن اين دعا بعد از ذكر ركوع در نمازهاي يوميه بويژه ركعت آخر« اَللهمَّ صَلّ علي مُحمد و آل محمد وَ ترحّم علي عجزنا و اَغِـثـنا بحقهم»

6- در تعريف و تمجيد از كتاب شرايع الاسلام مرحوم محقق حلي فرمودند تمام آن مطابق با واقع است؛ مگر كمي از مسائل آن.

7- تاكيد فرمودند بر خواندن قرآن و هديه كردن ثواب آن بر شيعياني كه وارث ندارند يا دارند ولي يادي از آنها نمكنند.

8- تاكيد فرمودند بر اينكه تحت الحنك را از زير حنك دور دادن و سر آنرا در عمامه قرار دادن.

9- تاكيد فرمودند بر زيارت سيد الشهداء(ع).

10- دعا كردند در حق من و فرمودند خداوند تو را از خدمت گذاران شرع قرار دهد.

11- پرسيدم نميدانم آيا عاقبت كارم خير است و آيا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفيدم؟ فرمودند عاقبت تو خير و سعيت مشكور و روسپيدي و نيز پرسيدم نميدانم آيا پدر و مادر و اساتيد و ذوي الحقوق از من راضي هستند يا نه؟ فرمودند تمام آنها از تو راضي اند و درباره ات دعا ميكنند.

استدعاي دعا كردم براي خود كه موفق باشم براي تاليف و تصنيف، دعا فرمودند.

در اين جا مطالب ديگري است كه مجال بيان آن نيست.

پس خواستم از مسجد به جهت حاجتي بيرون روم آمدم نزديك حوض كه به ذهنم رسيد چه شبي بود و اين سيد عرب كيست كه اين همه با فضيلت است شايد همان مقصود و معشوقم باشد تا به ذهنم اين معني خطور كرد با اضطراب برگشتم ولي آن آقا را نديدم و كسي هم در مسجد نبود يقين پيدا كردم كه آقا امام زمان(عج) را زيارت كردم و غافل بودم. مشغول گريه شدم و همچون ديوانه تا صبح اطراف مسجد گردش مينمودم چون عاشقي كه بعد از وصال مبتلا به هجران شود.(وصيتنامه الهي-اخلاقي مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي). 

نوشته شده توسط یک بنده خدا | موضوع: دیدار آفتاب | لینک ثابت |